مرتضى راوندى

467

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نبودند مالياتهاى گزافى را كه بر آنها وضع شده بود بپردازند . . . در سال 1156 ه . فراريان ايرانى در خاك تركيه گرد صفى ميرزاى دروغين حلقه زدند . اين نهضت كه از لحاظ نادر بسيار خطرناك بود ، به وسيلهء لشكريان او قلع‌وقمع و صفى ميرزا دستگير شد . . . در فاصلهء سالهاى 1156 تا 1159 ه . شورشهاى روستايى در خراسان و كرمان و نواحى بختيارى و لرستان اوج گرفت . . . در طى همان سالها روستاييان گروه‌گروه به هندوستان و به منطقهء ازبكان و به نواحى اعراب و داغستان و غيره مىگريختند . نادر شاه از نهضت خلق عبرت نگرفت و از سياست مالياتى و رژيم فشار و ارعاب خويش دست نكشيد . در اين ضمن اقدامات بيرحمانه و انتقامجويى خونين در قبال نهضتهاى مردم ، خرابى اوضاع اقتصادى كشور را عميقتر كرد و بالنتيجه اركان دولت نادرى را متزلزل ساخت . وقتى اعلام شد كه ناحيهء سيستان بايد مبلغ گزافى بالغ بر 500 هزار تومان به رسم ماليات بپردازد ، مردم آن سامان دست به شورش زدند و فئودالهاى محلى نيز به شورشيان پيوستند . در سال 1160 ه . نادر شاه برادرزادهء خود عليقلى ميرزا را با عده‌اى سپاهى عليه شورشيان گسيل داشت . عليقلى ميرزا پس از ورود به سيستان دانست كه رژيم نادر شاه كينه و نفرت عمومى را برانگيخته است و فرونشاندن اين شورش عظيم امرى دشوار است ؛ بدين - سبب ، عليقلى ميرزا تصميم گرفت از آن شورش براى نيل به مقاصد خويش استفاده كند و نادر را فدا نموده ، تخت سلطنت را براى خود و سلسلهء افشاريه حفظ نمايد . عليقلى ميرزا به قيام‌كنندگان پيوست و در رأس آنان قرار گرفت و پادشاهى خود را اعلام كرد . » « 421 » پس از آنكه نادر در سال 1160 ه . در اثر توطئه‌اى به قتل رسيد ، جنگهاى خانگى در ايران وسعت گرفت و بزرگان فئودال هريك براى تحصيل استقلال يا به دست آوردن تاج و تخت به جنگ برخاستند . از آن ميان چنان كه اشاره شد ، عليقلى ميرزاى افشار ، برادرزادهء نادر به نام عادلشاه به سلطنت برگزيده شد و در سال 1161 ه . توسط برادرزادهء خود ابراهيم از سلطنت خلع و كور شد . عادلشاه بر خلاف نادر مردى عياش و گشاددست بود . گلستانه در مجمل - التواريخ مىنويسد كه وى در دوران حكومت يك ساله : « سكه و خطبه به نام خود جارى ساخت و در آن تاريخ پانزده كرور از نقد مسكوك كه هر كرورى پانصد هزار تومان باشد ، در خزاين كلات موجود بود ؛ سواى جواهرخانه و باقى تحايف و نفايس كه فزون از حساب و قياس محاسبان وهم و انديشه بود . عليشاه تمامى نقود و اسباب و اثواب و جواهرخانهء نادرى را از كلات حمل ، و نقل به مشهد مقدس نموده دست تبذير و اسراف گشود . . . نقرهء خام را به بهاى شلغم پخته و گوهر شاهوار را به جاى سنگ و سفال به خرج داد . حسن على بيگ معير الممالك را با سهراب خان غلام ، نظامبخش كارخانهء سلطنت ساخته خود به عيش و عشرت پرداخت . « 422 » فرمان عادلشاه « چون نادر شاه مذهب شيعه را واگذاشت و اهلش را ذليل داشت و جور و اعتسافش از حد گذشت ، چنان كه خونخوارى گشت

--> ( 421 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 644 به بعد ( به اختصار ) . ( 422 ) . مجمل التواريخ ، ( افشاريه و زنديه ) ، پيشين ، ص 20 .